یادم هست كه همهی شما بههرحال شاهد بودید و شنیدید. پیرزنی را یكبار در
تلوویزیون دیدم؛ دو تا تخممرغش را آورده بود و میگفت كه اینها تمام
داشتههای من است. بهراستی چه شده است! امروز آن روزهای زیبا كه من فكر
میكنم كه اسمش را به جای جنگ دفاع مقدس، یعنی عنوان جنگ را برداریم، اسمش
را بگذاریم "رؤیاهای سرزمین من، سرزمین ایران" رؤیاهایی كه شاید هیچوقت
تكرار نشود. انگار كه جنگ واقعی الآن است؛ یعنی جنگی كه در آن خشونت است و
جنگی كه در آن كینه است، الآن دارد اتفاق میافتد.
.
.
.
پینوشت :
همانند پدری مهربان که دست مهر و محبتش را بر سر همه فرزندان خویش می کشد گوش به درد و دل های فرزندانش می داد ، وقتی آقا آقای مجیدی را می شندیدم اشک حلقه زده در چشمانش را می توانستی ببینی و بغضی که هر لحظه در آستان ترکیدن بود! به راستی آقای مهربانی داریم ما...
در ادامه سخنان مجید مجیدی و رهنمودهای رهبر انقلاب را بخوانید./
امام خميني(ره) در پيامي به شرح زير آخرين جمعه ماه رمضان را روز قدس نامگذاري نمودند :

شبكه تلویزیونی العربیه و برخی سایتهای اینترنتی در گزارشی مدعی شدند:
«اكبر هاشمی رفسنجانی در دیدار با اعضای مركز تحقیقات استراتژیك وابسته به
مجمع تشخیص مصلحت نظام كه ریاست آن را حسن روحانی به عهده دارد با اشاره
به دیدار با آیتالله خامنهای گفته است: "من از همه چیز كنارهگیری خواهم
كرد، اجازه اقامت نماز جمعه را هم نمیدهند". هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس
خبرگان رهبری به آیتالله خامنهای گفته است: "شما نباید دستور دستگیری
مهدی كروبی را صادر می كردید". هاشمی در این دیدار همچنین اعلام كردهاست
كه "با ادامهی این روند، اوضاع پیچیدهتر خواهد شد" و پاسخی كه آیتالله
خامنهای به او داده تنها سكوت بوده است.»
در پی انتشار ادعای فوق، خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای در تماس با یك منبع آگاه در بیت مقام
معظم رهبری كسب اطلاع كرد كه این ادعا از اساس نادرست بوده و تكذیب میشود.
محمدحسين
جعفريان در ديدار شاعران با مقام معظم رهبري شعري را خواند كه رهبر معظم
انقلاب فرمودند: بدهيد اين شعر را خوشنويسي كنند و بدهيد به بنياد
جانبازان و ايثارگران، آنجا آويزان كنند.شعر محمدحسين جعفريان كه در قالب نو سروده شده است، «عاشقانههاي يك كلمن!» نام دارد.
شعر عاشقانه های یک کلمن! در پست قبلی آمده است....
بانگ شبون بلنداست و گویی این همه ناله را پاسخی نیست.
زمینیان در ماتمند و آسمانیان چشم انتظار و علی چون همیشه مظلوم...
امشب عجب حالی دارد حسن، نمیداند از غم فراق پدر بگرید یا بر این وصال ابدی غبطه خورد و حسین همچنان به پدر مینگرد ، پدر که غریبانه در بستر جهل کوفیان خفته.
علی را در محراب عشق کشتند ،
فرق عدالت را در شام سیاهی شکافتند و نخواستند آفتاب، ظلمت شبهایشان را روشن کند .
علی غریب و تنها، شکوه در چاه میکرد، نخلستانهای کوفه هیچگاه نالههای شبانهاش را از یاد نخواهد برد .
دل آسمانیاش پر بود از عشق خدا و همین عشق او را به عرشیان پیوند میزد و امشب عرش را در مقدمش، آذین بستهاندعلی رهسپار است و دلها در پی او روان،
او میرود و حسرت ابدی جهان را فرا میگیرد،
چرا که علی یگانه بود ...
حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر دوشنبه در دیدار
رئیسجمهوری و اعضای هیأت دولت بر پیگیری رویكردهای اساسی همچون عدالت،
فساد ستیزی، حمایت از طبقات ضعیف، ساده زیستی، توجه به مناطق محروم و تلاش
خستگی ناپذیر برای حل مشكلات مردم بویژه تورم و اشتغال تأكید كردند.
مجتبی اسدی زاده فرزند علی...
یادتون نره / التماس دعا
شب قدر، شبي است که بايد در عاشقي ثابت قدم بود. در طلب کوشيد و بيدار
ماند و ديدار جُست و به نيايش پرداخت. شب قدر، شبي است که بايد به
نيازمندان رسيد و دانايي طلبيد. شب قدر، شبي است که بايد به ياد روي آن
محبوب عزيز، آن يار پنهان رخسار، عاشقانه ناليد و ديدار روي او را از خدا
طلبيد.
شب قدر، مهلتي است براي همه آنان که عمر خود را به بيراهه رفتهاند، تا لحظهاي به خود آيند و انديشه کنند در اينکه چيستند، کيستند، از کجا آمدهاند و به کجا ميروند، و تا فرصت باقي است، به جبران گذشتهها بپردازند .
سر خمّ می سلامت، شکند اگر سبوئی....
آنان كه او را به راحتطلبی و عافيتانديشی متهم كردهاند و هم آندسته از
شيعيانش كه تحتتأثير شور و احساس، آرزو بُردهاند كه كاش وی نيز در جهاد
با معاويه پايداری میكرد و از همان راهی كه برادرش در روز عاشورا رفت و
رسيد، میرفت و میرسيد... اين هر دو گروه را در ميزان سنجش فكر و خود،
وزن و مقداری نيست. شگفت آنكه مردم، هنوز درباره اين صلح دچار اشتباه و
كجبينیاند و كسی نيست كه با بررسی كامل و با استناد به دلايل عقلی و
نقلی، سيمای اين صلح را روشن سازد.
سلام بر لحظههایی که تو را آوردند! سلام بر لبهای رسول اللّه که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانهات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!
سلام بر لبخند سرافراز علی علیهالسلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!
سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!
سلام بر تو، شباهتِ بیشائبه محمدی!
سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.
میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد
در خود آمريكا - انسان واقعاً تعجب ميكند - در زمان دولت همين حزب دمكرات،
در زمان رياست جمهورى شوهر همين بانوئى كه حالا اظهار نظر ميكند، هشتاد و
چند نفر از وابستگان فرقه ى داوودى را زنده زنده در آتش سوزاندند. اين كه
ديگر جاى انكار نيست. همين حضرات، همين دمكراتها اين كار را كردند. فرقهى
داوودى ها به قول خودشان ديويدى ها - به دليلى مورد غضب دولت آمريكا قرار
گرفتند و به منزلى رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه كردند، بيرون
نيامدند. اينها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو اين خانه،
زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر ميفهميد يعنى چه؟!
29/3/1388 خطبههای نماز جمعهی تهران
پینوشت:
تراژدی واکو یک داستان واقعی است که در آن دولت آمریکا یه گروه بی دفاع را در آتش سوزاند ....گروهی متشکل از کودکان ، زنان و مردانی که نه قاچاقچی مواد مخدر! بودند و نه جنایتکار!...
کسانی که یاد گرفته اند فقط بخاطر مخالفت تاریخ را همانگونه که واشنگتن و تایم دوست دارند بیان کنند حتما هولاکاست و بخاک و خون کشیدن افغانستان و عراق را نیز افسانه می دانند.ویتنام را داستان و انداختن بمب اتم بر سر مردم ژاپن را افسانه ، اگر کمی در منابع تاریخی با عنوان The Real Tragedy of Waco و یا ... بگردید حتما واقعیت را چیزی بجز دروغ های واشنگتن خواهید یافت.
کمی بصیرت داشته باشیم....
http://www.fff.org/comment/com0704l.asp
داستان عجیبی است داستان زندگی و فصل غریبی است فصل جدایی ها ، دلبستن ها ، دل کندن ها ، رها شدن و تنها ماندن ها.... اما این روز ها هرچقدر تنهاتر میشوم بالاتر میروم ، دلم نمیخواهد تنهایی هایم را با کسی تقسیم کنم ، کسی نیست که قسمت اش کنم ، و هیچ کس به اندازه خداوند تنها نیست./
هر وقت به تنهایی خویش می اندیشم در مقابل تنهایی و غربت خدا کم می آورم، گاهی اوقات به عهد روز اولم با خدا فکر میکنم که من هم تنهایش گذاشتم... دلم برای تنهایی خدا می سوزد و دلم برای لحظه های تنها بودن با خدا دلتنگ میشود...
نام وشهرت فرستنده:محمد علي رجايي ، نام پدر:عبدالصمد
بنام خدا بنام الله كه ما هم از اوئيم و بازگشت ما نيز بسوي اوست.
درود به پيامبر گرامي و فرزندان شايسته اش امامان وپيشوايان ما و با افتخار به قرآن مجيد عاليترين دستور و راهنمايي براي زندگي انسانهاي حق طلب .
سلام بر حميده دختر عزيزم -
سلامتي وشادكامي تو و خواهر مهربانت جميله و
برادر عزيزت كمال را در سايه هدايت و ارشاد
مادر گراميتان را از خداوند متعال خواهانم .
حال من هم به ياري خداوند و همت والاي شما
بحمدالله بسيار خوب است .
به اميد اينكه به كمك همديگر بتوانيم در مقابل خداوند انساني شايسته و بنده اي صالح باشيم .
ساعت 10:30 بعد از ظهر است . همه كسانيكه در آنجا هستند در رختخواب رفته و آماده خوابيدن شده اند و من در محل خوابم نشسته ام و به تو فكر مي كنم . به تو دختر عزيزم دختري كه اميدها به او دارم و ازخداوند ميخواهم كه به او سلامت عطا كند تا اين اميدها را به واقعيت تبديل كند . شب با تمام شكوه و ابهتش فرا رسيده و همراه خود تاريكي و سكوت را به ارمغان آورده است.
در سكوتش هوشياران به خود مي آيند و حساب روز را مي كنند كه چگونه گذرانده اند و چه كاري انجام داده اند و تا چه اندازه توانسته اند در مسير تكاملي خود گام بردارند . چه فضيلت اخلاقي تازه اي را شناخته اند و كدام كرامت اخلاقي را در وجود خود پرورش داده اند؟ و در تاريكيش به آدم فرصت پنهان كردن آنچه را كه آشكار بودنش ايشان را رنج مي داده؛ داده است .
مي داني كه از خصوصيات شب شدت يافتن امراض ، آرام شدن كشمكشها ، خاموشي بيهوده گويان و راز و نياز مومنان با خدا ... است .
شب نعمت است همچنان كه روز نعمت مي باشد.
حميده دختر عزيزم سال اول راهنمايي نسبتا درسهايش مفصل است، ولي كوشش و جديت هر سنگيني را سبك و هر مشكلي را آسان مي كند . بخصوص توصيه مي كنم كه با جميله همكاري كن كه هم براي تو مفيد است و هم براي او . تو مي تواني براي كمال مشاور خوب و برای جميله همفكر مناسبي باشي .
مبادا غفلت كني كه فرصت از دست مي رود. دختر مهربانم ! ساعات بيكاري را مطالعه و بازي و كمك به مامان در انجام كارهاي خانه و حفظ آيات و احاديثي كه مامان صلاح مي داند و اشعاري كه خودت دوست ميداري تقسيم كن. حميده عزيز ! از صفات جالبي كه تو و جميله داشته ايد و خاطرم مانده اينست كه علاقمند بوديد كه دوستاني داشته باشيد.
اينكار بسيار خوبست، دخترانم! خواهشمندم كه به همه دوستان من كه آنها را مي شناسيد در موقع مناسب سلام برسانيد . بخصوص به مامان بزرگ و آقا جان سلام مخصوص برسانيد و دستشان را عوض من ببوسيد و برايشان آرزوي سعادت بيشتر و سلامت بنمائيد.
با آرزوي بهترين موفقيتها براي شما
9/28 امضا - محمد علي رجايي
فوقالعاده نگران شدم، با حال بسيار ضعيف و ناتوانى كه داشتم خودم را رساندم پاى تلفن، نشستم، بنا كردم اينجا آنجا تلفن كردن، اما خبرها همه متناقض و نگران كننده بود. يكى مىگفت كه حالشان خوب است، يكى مىگفت زنده بيرون آمدند، يكى مىگفت جسدشان پيدا نشده، يكى مىگفت توى بيمارستانند و من تا اوائل شب كه خبر درستى به من نرسيده بود در حالت فوقالعاده بد و نگرانى به سر مىبردم، تا بالأخره…
بنده اول جنگ رفتم اهواز. اولين بار اين لباس را من شب ورود به اهواز پوشيدم؛ معمول هم نبود آنوقت معممين لباس نظامى بپوشند! من ديدم لباس سربازى را ريختهاند آنجا؛ با مرحوم چمران رفته بوديم و از تهران هم يك عده با ما بودند... ديدم دارند آن لباسها را مىپوشند، به چمران گفتم چه طور است من هم يكدانه بپوشم؟ گفت چی!؟ يكدانه لباس سربازى برداشتم پوشيدم و عمامه و عبا را گذاشتم كنار؛ تفنگ هم داشتم، تفنگ را هم برداشتم.همان شب ورود ما به عمليات ايذايى عليه دشمن، بنده هم با اينها راه افتادم رفتم، هنوز شايد يك ماه هم از جنگ نمىگذشت. پا شديم رفتيم شب تاريك؛ چندين شب متوالى بنده در عمليات ايذايى عليه تانكهاى دشمن شركت كردم. آن وقت سپاه تشكيلات خيلى كوچكى داشت؛ ارتش هم در يك جاهايى مستقر بود.
تحركى نبود در ناحيهى اهواز، يك عده داوطلب، چه سپاهى، چه آن گروه داوطلبينى كه ما داشتيم با مرحوم چمران در اهواز، راه مىافتادند شبانه مىرفتند تانكهاى دشمن را يكى دو تا سه تا با آرپىجى مىزدند. چند نفر هم كلاشينكف بهدست، اينها را حفاظت مىكردند؛ رفتم ديدم عجب دنياى جديدى است.
ديدار با طلاب و روحانيون عازم جبهه 26/08/1366

امروز جمهورى اسلامى و نظام اسلامى با يك جنگ عظيمى مواجه است، ليكن جنگ نرم - كه ديدم همين تعبير «جنگ نرم» توى صحبتهاى شما جوانها هست و الحمدللَّه به اين نكات توجه داريد؛ اين خيلى براى ما مايهى خوشحالى است - خوب، حالا در جنگ نرم، چه كسانى بايد ميدان بيايند؟ قدر مسلّم نخبگان فكرىاند. يعنى شما افسران جوانِ جبههى مقابلهى با جنگ نرميد.