تبليغاتX
روزنوشت
عید سعید فطر مبارک باد

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

تنها یك روز مانده، امروز بیست و نهم رمضان است : خدایا ما را در این ماه به مهر خود فراگیر و دل هامان را از تیرگی هاى تهمت پاك گردان! اى مهربان به بندگان مومن!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

یادم هست كه همه‌ی شما به‌هرحال شاهد بودید و شنیدید. پیرزنی را یك‌بار در تلوویزیون دیدم؛ دو تا تخم‌مرغش را آورده بود و می‌گفت كه این‌ها تمام داشته‌های من است. به‌راستی چه شده است! امروز آن روزهای زیبا كه من فكر می‌كنم كه اسمش را به جای جنگ دفاع مقدس، یعنی عنوان جنگ را برداریم، اسمش را بگذاریم "رؤیاهای سرزمین من، سرزمین ایران" رؤیاهایی كه شاید هیچ‌وقت تكرار نشود. انگار كه جنگ واقعی الآن است؛ یعنی جنگی كه در آن خشونت است و جنگی كه در آن كینه است، الآن دارد اتفاق می‌افتد.

.

.

.

پینوشت :

همانند پدری مهربان که دست مهر و محبتش را بر سر همه فرزندان خویش می کشد گوش به درد و دل های فرزندانش می داد ، وقتی آقا آقای مجیدی را می شندیدم اشک حلقه زده در چشمانش را می توانستی ببینی و بغضی که هر لحظه در آستان ترکیدن بود! به راستی آقای مهربانی داریم ما...

در ادامه سخنان مجید مجیدی و رهنمودهای رهبر انقلاب را بخوانید./


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

روز ما چه زود مى‏گذرد و سخت است ‏به این روزها، زندگى را گذراندن. دو روز دیگر رمضان مى‏رود. نكند از انجام مستحبات و نوافل بى ‏بهره مانده باش.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |


دوباره نگاهت می‏کنم. در این لباس، چقدر تکیده و کبودی، فلسطین!
چقدر زیر چشمانت گود افتاده است، از بس که خمپاره بلعیده‏ای و کودکان دسته‏گُلت، در آغوش گرم تو، واژه خون و جنگ و سنگ را هجی کرده‏اند؛ چقدر معصومی!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

امام خميني(ره)  در پيامي به شرح زير آخرين جمعه ماه رمضان را روز قدس نامگذاري نمودند :‌

بسم اللّه الرحمن الرحيم؛ مسلمين ايران و جهان من در طى ساليان دراز، خطر اسرائيل غاصب را گوشزد مسلمين نمودم، که اکنون اين روزها به حملات وحشيانه خود به برادران و خواهران فلسطينى شدت بخشيده است، و بويژه در جنوب لبنان به قصد نابودى مبارزان فلسطينى، پياپى خانه و کاشانه ايشان را بمباران مى کند.
من از عموم مسلمانان جهان و دولتهاى اسلامى مى خواهم که براى کوتاه کردن دست اين غاصب و پشتيبانان آن به هم بپيوندند.
و جميع مسلمانان جهان را دعوت مى کنم آخرين جمعه ماه مبارک رمضان را که از ايام قدر است، و مى تواند تعيين کننده سرنوشت مردم فلسطين نيز باشد، به عنوان روز قدس انتخاب، و طى مراسمى همبستگى بينالمللى مسلمانان را در حمايت از حقوق قانونى مردم مسلمان اعلام نمايند.
از خداوند متعال پيروزى مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم.
والسلام عليکم و رحمةاللّه و برکاته .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

دیشب آخرین شب «قدر» بود. از رافت پروردگار دور نیست كه عذرهایمان را پذیرفته باشد و امورمان را به سوى آسانى پیش براند. آرى او نسبت به بندگان صالحش مهربان ترین است .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

امروز كه بگذرد تنها چهار سحر دیگر با هم بیدار مى‏شویم. ای كاش در این ماه تلاشمان مورد تقدیر قرار گیرد و گناهانمان آمرزیده گردد، عملمان پذیرفته شود و عیب هایمان پوشیده بماند!

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

مى‏دانم دلت گرفته پنج روز بیشتر به پایان رمضان نمانده و تو همچنان به دوستدارى دوستان او و دشمنى دشمنانش مى‏اندیشى. پیمان سبزت جاودانه باد!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

شبكه تلویزیونی العربیه و برخی سایت‌های اینترنتی در گزارشی مدعی شدند:
«اكبر هاشمی رفسنجانی در دیدار با اعضای مركز تحقیقات استراتژیك وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام كه ریاست آن را حسن روحانی  به عهده دارد با اشاره به دیدار با آیت‌الله خامنه‌ای گفته است: "من از همه چیز كناره‌گیری خواهم كرد،‌ اجازه اقامت نماز جمعه را هم نمی‌دهند". هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری به آیت‌الله خامنه‌ای گفته است: "شما نباید دستور دستگیری مهدی كروبی را صادر می كردید". هاشمی در این دیدار همچنین اعلام كرده‌است كه "با ادامه‌ی این روند، اوضاع پیچیده‌تر خواهد شد" و پاسخی كه آیت‌الله خامنه‌ای به او داده تنها سكوت بوده است.»
در پی انتشار ادعای فوق، خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی دفتر  حفظ و نشر حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنه ای در تماس با یك منبع آگاه در بیت مقام معظم رهبری كسب اطلاع كرد كه این ادعا از اساس نادرست بوده و تكذیب می‌شود.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

بیست و چهار روز از رمضان گذشت. پناه ببر به او از آنچه بیازاردش و پیرویش كن در آنچه فرمانت داده. هزار بار نامش را فریاد كن که بخشنده ‏ترین است ‏به درخواست‏ كنندگان.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

باورت می شد که توفیق سه « قدر» را داشته باشى؟ از او كه لغزش هاى گنهكاران را نادیده مى‏گیرد تمنا كن تا تو را نیز در این ماه از گناهان شستشو دهد و از عیبها پاكت گرداند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

الهی!
چه بی صدا می بخشی ،
و ما چه حسابگرانه تسبیح می گوییم!
.
.
.
.
التماس دعا
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

براى بیست و دومین بار او را بخوان: اى پاسخ دهنده دعاى درماندگان، فضل و بركت‏ خود را بر ما نازل فرما و ما را در دل رضوانت ‏ساكنمان گردان!

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

میگویند مسیح در شب قدر به آسمان عروج کرد و تا آخرالزمان زنده خواهد بود تا در رکاب مسیحای موعود بازگردد و نماز را به حضرتش اقامه کند...
میگویند اورشلیم نفرین شده بود همانند کوفه که نفرین شده است ....
میگویند مردم اورشلیم پشت به پشت و نسل به نسل بی وفا بودند همانند مردم کوفه....
میگویند اورشلیم مسیح را به صلیب کشیدند و در کوفه علی را به تیغ...
چقدر کوفه و اورشلیم شبیه همند و بهم نزدیک...
هر دو نفرین شده اند و هر دو مردمانی بی وفا دارند...
شاید کوفیان همان فرزندان قوم یهودا هستند که در عاشورا نیز...
بوی محرم می آید./دلم گرفته و فلسفه می بافد
مسیح/اورشلیم/کوفه/علی/کربلا/محرم/.....
+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

روزه هجر تو از پای بینداخت مرا
کی شود با رطب وصل تو افطار کنم...
+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

قدرى دیگر گذشت امروز بیست و یكم رمضان است. راه تسلط شیطان را بر خود ببند و دلیلى براى رسیدن به خشنودى او بیاب!
+ نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |


محمدحسين جعفريان در ديدار شاعران با مقام معظم رهبري شعري را خواند كه رهبر معظم انقلاب فرمودند: بدهيد اين شعر را خوش‌نويسي كنند و بدهيد به بنياد جانبازان و ايثارگران، آن‌جا آويزان كنند.

به گزارش خبرنگار فارس، جعفريان كه خود جانباز است، اين شعر را به جانبازان تحت درمان در «كلينيك درد» بيمارستان خاتم الانبياء تقديم كرده است.

شعر محمدحسين جعفريان كه در قالب نو سروده شده است، «عاشقانه‌هاي يك كلمن!» نام دارد.

شعر عاشقانه های یک کلمن! در پست قبلی آمده است....



ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

ديگر نمي‌گويم؛ پيشتر نرو!
اينجا باتلاق است!
حالا مي‌گردم به كشف باتلاقي تواناتر
در اينهمه خردي كه حتي باتلاق‌هايش
وظيفه‌شناس و عالي نيستند.

همه‌ چيز در معطلي است
ميوه‌اي كه گل
پولي كه كتاب مقدس
و مسجدي كه بنگاه املاك.

ما را چه شده است؟



ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

بیست روز از رمضان مى‏گذرد. فرصت مناجات را از دست مده از او كه آرامش را در دل هاى مؤمنان فرو مى‏فرستد طلب گشایش درهاى بهشت را براى امشب و همیشه بنما!

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

بانگ شبون بلنداست و گویی این همه ناله را پاسخی نیست.

زمینیان در ماتمند و آسمانیان چشم انتظار و علی چون همیشه مظلوم...

امشب عجب حالی دارد حسن، نمی‌داند از غم فراق پدر بگرید یا بر این وصال ابدی غبطه خورد و حسین همچنان به پدر می‌نگرد ، پدر که غریبانه در بستر جهل کوفیان خفته.

علی را در محراب عشق کشتند ،

فرق عدالت را در شام سیاهی شکافتند و نخواستند آفتاب، ظلمت شب‌هایشان را روشن کند .

علی غریب و تنها، شکوه در چاه می‌کرد، نخلستان‌های کوفه هیچگاه ناله‌های شبانه‌اش را از یاد نخواهد برد .

دل آسمانی‌اش پر بود از عشق خدا و همین عشق او را به عرشیان پیوند می‌زد و امشب عرش را در مقدمش، آذین بسته‌اند

علی رهسپار است و دلها در پی او روان،

او می‌رود و حسرت ابدی جهان را فرا می‌گیرد،

چرا که علی یگانه بود ...

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر دوشنبه در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضای هیأت دولت بر پیگیری رویكردهای اساسی همچون عدالت، فساد ستیزی، حمایت از طبقات ضعیف، ساده زیستی، توجه به مناطق محروم و تلاش خستگی ناپذیر برای حل مشكلات مردم بویژه تورم و اشتغال تأكید كردند.

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

امروز نوزدهم رمضان است. تنها خدا مى‏داند بر ما چه گذشته و قدرمان چه بوده . اى هدایت‏ كننده مهربان به سوى حقیقت آشكار، راهنمایمان باش!

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

امشب برای من هم دعا کنید.....

مجتبی اسدی زاده فرزند علی...

یادتون نره / التماس دعا

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

شب قدر، شبي است که بايد در عاشقي ثابت قدم بود. در طلب کوشيد و بيدار ماند و ديدار جُست و به نيايش پرداخت. شب قدر، شبي است که بايد به نيازمندان رسيد و دانايي طلبيد. شب قدر، شبي است که بايد به ياد روي آن محبوب عزيز، آن يار پنهان رخسار، عاشقانه ناليد و ديدار روي او را از خدا طلبيد.

شب قدر، مهلتي است براي همه آنان که عمر خود را به بيراهه رفته‏اند، تا لحظه‏اي به خود آيند و انديشه کنند در اينکه چيستند، کيستند، از کجا آمده‏اند و به کجا مي‏روند، و تا فرصت باقي است، به جبران گذشته‏ها بپردازند .

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

شب‏هاي قدر، اوج پر گشودن در فضاي نيايش و بندگي، و نهايت شکوفايي رحمت الهي بر بندگان است. شب قدر، ساعت پذيرايي از مهمانانِ بزم حضور است. در شب قدر، رو به آينه محاسبه مي‏نشينيم و چهره جان را بي‏غبار مي‏بينيم و با باران اشک، دل را در سحر رحمت و مغفرت، شست‏وشوي مي‏دهيم. شب قدر، شب گشودنِ سفره دل و ريختن اشک نياز و فصل گريستن در آستان آفريدگار بخشاينده است. شب قدر، شب احياي خويش، با دم مسيحايي دعاست؛ شبي است که بايد قدر خويش را بشناسي، تقدير خويش را رقم بزني و خويشتنِ جديد را با قلم توبه و جوهر اشک ترسيم کني.

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

هجده روز را پشت ‏سر گذاشته‏اى. چه بركتى است در سحرهاى رمضان، چه نورى است در دل هاى رمضانیان، و چه لذتى است در پیروى او كه روشنى ‏بخش قلب هاى عارفان است!
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

هفده روز است رمضانى شده‏اى، و بهره‏مند از راهنمایى‏هاى پروردگارت. از او - كه داناست ‏ به آنچه در دل توست و بى‏نیاز است از سؤال و تفسیر- بخواه تا حاجات و آرزوهاى تو را برآورد.
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

بشکست اگر دل من، به فدای چشم مستت

سر خمّ می سلامت، شکند اگر سبوئی....

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

شانزدهم رمضان است. مهیا شو تا همراهى نیكان كنى، از اشرار دورى گزین و ساكن منزل امن آرامش شو!
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

آنان كه او را به راحت‌طلبی و عافيت‌انديشی متهم كرده‌اند و هم آن‌دسته از شيعيانش كه تحت‌تأثير شور و احساس، آرزو بُرده‌اند كه كاش وی نيز در جهاد با معاويه پايداری می‌كرد و از همان راهی كه برادرش در روز عاشورا رفت و رسيد، می‌رفت و می‌رسيد... اين هر دو گروه را در ميزان سنجش فكر و خود، وزن و مقداری نيست. شگفت آن‌كه مردم، هنوز درباره اين صلح دچار اشتباه و كج‌بينی‌اند و كسی نيست كه با بررسی كامل و با استناد به دلايل عقلی و نقلی، سيمای اين صلح را روشن سازد.

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

رمضان به نیمه رسید. خدایا! اطاعت فروتنان را روزى ما بگردان و سینه‏مان را براى بازگشت‏ به سوى خویش گشاده ساز! اى امان ‏بخش آنانی که می ترسند!

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

سلام بر لحظه‏هایی که تو را آوردند!

سلام بر لب‏های رسول اللّه‏ که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانه‏ات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!

سلام بر لبخند سرافراز علی علیه‏السلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!

سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!

سلام بر تو، شباهتِ بی‏شائبه محمدی!

سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.

میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک باد

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

هم  چاه سر راه تو دائم بکنیم/هم جمعه ز انتظار تو دم بزنیم!
این نامه چندم است که تو میخوانی؟/داریم رکورد کوفه را می شکنیم...
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

چهارده روز است كه میهمان خدایى! پروردگارى كه عزت ‏بخش مسلمانان است و تو را از خطا و لغزش باز مى‏دارد. امید كه هدف بلاها و آفات قرار نگیرى.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

در خود آمريكا - انسان واقعاً تعجب ميكند - در زمان دولت همين حزب دمكرات، در زمان رياست جمهورى شوهر همين بانوئى كه حالا اظهار نظر ميكند، هشتاد و چند نفر از وابستگان فرقه‏ ى داوودى را زنده زنده در آتش سوزاندند. اين كه ديگر جاى انكار نيست. همين حضرات، همين دمكراتها اين كار را كردند. فرقه‏ى داوودى ‏ها به قول خودشان ديويدى ‏ها - به دليلى مورد غضب دولت آمريكا قرار گرفتند و به منزلى رفتند و در آنجا متحصن شدند. هر چه كردند، بيرون نيامدند. اينها خانه را آتش زدند و هشتاد تا مرد، زن، بچه تو اين خانه، زنده زنده سوختند. شما حقوق بشر ميفهميد يعنى چه؟! 

29/3/1388   خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران

پینوشت:

تراژدی واکو یک داستان واقعی است که در آن دولت آمریکا یه گروه بی دفاع را در آتش سوزاند ....گروهی متشکل از کودکان ، زنان و مردانی که نه قاچاقچی مواد مخدر! بودند و نه جنایتکار!...

کسانی که یاد گرفته اند فقط بخاطر مخالفت تاریخ را همانگونه که واشنگتن و تایم دوست دارند بیان کنند حتما هولاکاست و بخاک و خون کشیدن افغانستان و عراق را نیز افسانه می دانند.ویتنام را داستان و انداختن بمب اتم بر سر مردم ژاپن را افسانه ، اگر کمی در منابع تاریخی با عنوان The Real Tragedy of Waco و یا ... بگردید حتما واقعیت را چیزی بجز دروغ های  واشنگتن خواهید یافت.

کمی بصیرت داشته باشیم....

http://www.fff.org/comment/com0704l.asp

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

امروز، سیزدهمین روز رمضان است. و تو سعادتمندتر از دیگرانى، اگر از آلودگى پاك شوى و بر مقدراتت ‏شكیبایى ورزى، اگر پرهیزكار باشى و همزبانى با نیكان را برگزینی.
+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

یکی بود ، یکی نبود ....غیر از خدا هیشکی نبود.

داستان عجیبی است داستان زندگی و فصل غریبی است فصل جدایی ها ، دلبستن ها ، دل کندن ها ، رها شدن و  تنها ماندن ها.... اما این روز ها هرچقدر تنهاتر میشوم بالاتر میروم ، دلم نمیخواهد تنهایی هایم را با کسی تقسیم کنم ، کسی نیست که قسمت اش کنم ، و هیچ کس به اندازه خداوند تنها نیست./

هر وقت به تنهایی خویش می اندیشم در مقابل تنهایی و غربت خدا کم می آورم، گاهی اوقات به عهد روز اولم با خدا فکر میکنم که من هم تنهایش گذاشتم... دلم برای تنهایی خدا می سوزد و دلم برای لحظه های تنها بودن با خدا دلتنگ میشود...


+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

دوازده روز از رمضان میگذرد. جامه ستر و عفاف برازنده‏ات باد. قناعت را پیشه كن و عدالت و انصاف را از نظر دور مدار.

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

یازدهم رمضان است. از او بخواه كه تو را دوستدار احسان و نیكى گرداند و از فسق و نافرمانى دور شوى. از او بخواه كه سوز آتش را بر تو حرام گرداند. او فریادرس فریاد خواهان است.

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

نام وشهرت فرستنده:محمد علي رجايي ، نام پدر:عبدالصمد

بنام خدا بنام الله كه ما هم از اوئيم و بازگشت ما نيز بسوي اوست.

درود به پيامبر گرامي و فرزندان شايسته اش امامان وپيشوايان ما و با افتخار به قرآن مجيد عاليترين دستور و راهنمايي براي زندگي انسانهاي حق طلب .

سلام بر حميده دختر عزيزم - سلامتي وشادكامي تو و خواهر مهربانت جميله و برادر عزيزت كمال را در سايه هدايت و ارشاد مادر گراميتان را از خداوند متعال خواهانم . حال من هم به ياري خداوند و همت والاي شما بحمدالله بسيار خوب است .

به اميد  اينكه به كمك همديگر بتوانيم در مقابل خداوند انساني شايسته  و بنده اي صالح باشيم .

ساعت 10:30 بعد از ظهر است . همه كسانيكه در آنجا هستند در رختخواب رفته و آماده خوابيدن شده اند و من در محل خوابم  نشسته ام و به تو فكر مي كنم . به تو دختر عزيزم  دختري كه اميدها به او دارم و ازخداوند ميخواهم كه به او سلامت عطا كند تا اين اميدها را به واقعيت تبديل كند . شب با تمام شكوه و ابهتش فرا رسيده و همراه خود تاريكي و سكوت را به ارمغان آورده است.

  در سكوتش هوشياران به خود مي آيند و حساب روز را مي كنند كه چگونه گذرانده اند و چه كاري انجام داده اند و تا چه اندازه توانسته اند در مسير تكاملي خود گام بردارند . چه فضيلت اخلاقي تازه اي را شناخته اند و كدام كرامت اخلاقي را در وجود خود پرورش داده اند؟   و در تاريكيش به آدم فرصت پنهان كردن آنچه را كه آشكار بودنش ايشان را رنج مي داده؛ داده است .

مي داني كه از خصوصيات شب شدت يافتن امراض ،  آرام شدن كشمكشها  ، خاموشي بيهوده گويان و راز و نياز مومنان  با خدا  ... است .

شب نعمت است همچنان كه روز نعمت مي باشد.

حميده دختر عزيزم سال اول راهنمايي نسبتا درسهايش مفصل است، ولي كوشش و جديت هر سنگيني  را سبك و هر مشكلي را آسان مي كند . بخصوص توصيه مي كنم كه با جميله همكاري كن كه هم براي تو مفيد است و هم براي او . تو مي تواني براي كمال مشاور خوب و برای جميله همفكر مناسبي باشي .

مبادا غفلت كني كه فرصت از دست مي رود. دختر مهربانم ! ساعات بيكاري را مطالعه و بازي و كمك به مامان در انجام كارهاي خانه و حفظ آيات و احاديثي كه مامان صلاح مي داند و اشعاري كه خودت دوست ميداري تقسيم كن. حميده عزيز ! از صفات جالبي كه تو و جميله داشته ايد و خاطرم مانده اينست كه علاقمند بوديد كه دوستاني داشته باشيد.

اينكار بسيار خوبست، دخترانم! خواهشمندم كه به همه دوستان من كه آنها را مي شناسيد در موقع مناسب سلام برسانيد . بخصوص به مامان بزرگ و آقا جان سلام مخصوص برسانيد و دستشان را عوض من ببوسيد و برايشان آرزوي سعادت بيشتر و سلامت بنمائيد.

با آرزوي بهترين موفقيتها براي شما

9/28 امضا -  محمد علي رجايي

+ نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

یك سوم رمضان گذشت. بر خدا توكل كن تا از سعادتمندان درگاه و مقربان پیشگاهش باشى. او را بطلب كه هدف نهایى جویندگان است.
+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

فوق‌العاده نگران شدم، با حال بسيار ضعيف و ناتوانى كه داشتم خودم را رساندم پاى تلفن، نشستم، بنا كردم اين‌جا آن‌جا تلفن كردن، اما خبرها همه متناقض و نگران كننده بود. يكى مى‌گفت كه حالشان خوب است، يكى مى‌گفت زنده بيرون آمدند، يكى مى‌گفت جسدشان پيدا نشده، يكى مى‌گفت توى بيمارستانند و من تا اوائل شب كه خبر درستى به من نرسيده بود در حالت فوق‌العاده بد و نگرانى به سر مى‌بردم، تا بالأخره…


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

نه روز است ‏با روزه ‏دارانى. رحمت گسترده او را دریافته‏اى؟ دلیل هاى درخشانش را دیده‏اى؟ اسباب خشنودیش را فراهم ساخته‏اى؟ او آرزوى مشتاقان است.

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

هشتم رمضان آمده. مبادا مهرت را از یتیمان دریغ كنى. طعامت را با آنان تقسیم كن. سلامت را آشكار كن و همنشینى با كریمان را بیاموز!

+ نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

اي زليخا دست از دامان يوسف باز کش/ تا صبا پيراهنش را سوي کنعان آورد ...

+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

بنده اول جنگ رفتم اهواز. اولين بار اين لباس را من شب ورود به اهواز پوشيدم؛ معمول هم نبود آن‌وقت معممين لباس نظامى بپوشند! من ديدم لباس سربازى را ريخته‌اند آن‌جا؛ با مرحوم چمران رفته بوديم و از تهران هم يك عده با ما بودند... ديدم دارند آن لباس‌ها را مى‌پوشند، به چمران گفتم چه طور است من هم يكدانه بپوشم؟ گفت چی!؟ يكدانه لباس سربازى برداشتم پوشيدم و عمامه و عبا را گذاشتم كنار؛ تفنگ هم داشتم، تفنگ را هم برداشتم.همان شب ورود ما به عمليات ايذايى عليه دشمن، بنده هم با اين‌ها راه افتادم رفتم، هنوز شايد يك ماه هم از جنگ نمى‌گذشت. پا شديم رفتيم شب تاريك؛ چندين شب متوالى بنده در عمليات ايذايى عليه تانك‌هاى دشمن شركت كردم. آن وقت سپاه تشكيلات خيلى كوچكى داشت؛ ارتش هم در يك جاهايى مستقر بود.
تحركى نبود در ناحيه‌ى اهواز، يك عده داوطلب، چه سپاهى، چه آن گروه داوطلبينى كه ما داشتيم با مرحوم چمران در اهواز، راه مى‌افتادند شبانه مى‌رفتند تانك‌هاى دشمن را يكى دو تا سه تا با آرپى‌جى مى‌زدند. چند نفر هم كلاشينكف به‌دست، اين‌ها را حفاظت مى‌كردند؛ رفتم ديدم عجب دنياى جديدى است.

ديدار با طلاب و روحانيون عازم جبهه 26/08/1366

+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

هفت روز تشنگى جسم را تاب آوردى و جانت را به ذكر او سیراب ساختى. از هر چه سستى و لغزش است ‏به راهنماى گمراهان پناه ببر!
+ نوشته شده در جمعه ششم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

امروز جمهورى اسلامى و نظام اسلامى با يك جنگ عظيمى مواجه است، ليكن جنگ نرم - كه ديدم همين تعبير «جنگ نرم» توى صحبتهاى شما جوانها هست و الحمدللَّه به اين نكات توجه داريد؛ اين خيلى براى ما مايه‏ى خوشحالى است - خوب، حالا در جنگ نرم، چه كسانى بايد ميدان بيايند؟ قدر مسلّم نخبگان فكرى‏اند. يعنى شما افسران جوانِ جبهه‏ى مقابله‏ى با جنگ نرميد.

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |

مطالب قدیمی‌تر