تبليغاتX
روزنوشت

عقل، اين سياسی‌بازى‌ها و سياسى‌كارى‌هاى متعارف نيست؛ اينها خلاف عقل است «العقل ما عبد به الرّحمن و اكتسب به الجنان؛ عقل چيزی است كه به وسيله آن خداوند عبادت می شود و بهشت كسب می شود»؛ عقل اين است كه انسان را به راه راست هدايت ميكند. اشتباه ميكنند آن كسانى كه خيال ميكنند با سياسى‌كارى، عقلائى عمل ميكنند؛ نه، عقل آن چيزى است كه راه عبادت خدا را هموار ميكند. شاخصش هم براى ما، بين خودمان و خدا، اين است كه نگاه كنيم ببينيم در بيان اين حرف اخلاص داريم يا نه؟ به فكر خدائيم يا نه؟ من دارم براى خاطر خدا، رضاى خدا حرف ميزنم يا براى خاطر جلب توجه شما دارم حرف ميزنم؟ براى خاطر خداست يا براى خاطر دل مستمع و غير مستمع است؟ معيارش اين است. به خودمان مراجعه كنيم؛ اقضى القضات نسبت به انسان، خودِ انسان است. خودمان را فريب ندهيم...

بيانات در سالروز عيد سعيد مبعث‌، بیست و نهم تیرماه هشتاد و هشت

+ نوشته شده در دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

من طلبني وجدني من وجدني احبني من احبني عشقني من عشقني عشقته من عشقته قتلته من قتلته فعلي ديه فانا ديه.


هركس مرا بخواهد مي يابد هركس مرا بيابد دوستم ميدارد هركس مرا دوست بدارد عاشقم مي شود

هركسي عاشقم شود عاشقش مي شوم هركس عاشقش شوم او را مي كشم

هركسي را كه بكشم ديه اش با من است بنابراين من ديه او هستم.

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

امشب شب آرزوهاست....

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

روی صحبتم با توست ای که خاموش و بی‌صدا می‌نگری!

اگر خوب گوش فرادهي، صدای «هل من ناصر ينصرنی» حسين است که از زبان تاريخ به گوش می‌رسد.

آيا کسی را که توان ياری داشته باشد، می‌شناسی؟

فرياد «بأی ذنب قتلت» را نيز نه‌تنها می‌شنوي، که می‌بيني.

به راستی به کدامين گناه کشته شدند؟

آيا باور نداری که هر روزِ خدا، تجلی «کل يوم عاشورا»ست؟

کمی دورتر که بنگری، شيون زنان، فرياد کودکان و ناله مردان را می‌بينی.

شمر را، حرمله را، ابن زياد را، يزيد را مي‌بيني.

عطش را، محاصره را، اسارت را، مرگ بي‌صدای کودکان را مي‌بينی.

آری کمی دورتر را می‌گويم؛

غزّه !

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

"خدایا تو با دوستانت از همه انس گیرنده تری و برطرف کننده نیازهای توکل کنندگانی
بر اسرار پنهانشان آگاه و به آنچه در دل دارند آشنایی
و از دیدگاههای آنان با خبر
و رازشان نزد تو اشکار
 و دل هایشان در حسرت دیدار تو داغدار است.
اگر تنهایی و غربت به وحشتشان اندازد یاد تو آرامشان میکند
اگر مصیبت ها بر آنان فرود آید به تو پناه می برند
 و روی به درگاه تو دارند
زیرا می دانند که سررشته کارها به دست توست
 وهمه کارها از خواست تو نشات می گیرد
خدایا اگر برای خواستن درمانده شوم یا راه پرسیدن را ندانم
تو مرا به اصلاح کارم راهنمایی فرما
و جانم را به آنچه مایه رستگاری من است هدایت کن
که چنین کاری از راهنمایی های تو به دور و از کفایت های تو ناشناخته نیست
خدایا مرا با بخشش خود بپذیر
 و با عدل خویش با من رفتار مکن."

امام علی علیه السلام

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

عزيزان من! اين انتخابات، براى دشمنان شما يك زلزله‌ى سياسى بود؛ براى دوستان شما در اكناف عالم يك جشن واقعى بود؛ يك جشن تاريخى بود. در سى سالگى انقلاب اين جور مردم بيايند نسبت به اين نظام و اين انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفادارى كنند!

مسئله‌ى اصلى در اين قضاياى اخير، اصل انتخابات بود؛ زير سؤال بردن اصل انتخابات بزرگترين جرمى بود كه انجام گرفت. چرا شما نسبت به اين جرم چشمتان را ميبنديد؟

در قضایای بعد از انتخابات نقشه‌هائى از پيش طراحى شده بود. من كسى را متهم نميكنم؛ اما هندسه‌ى كار دشمن را ميشناسم، مى‌بينم، آن را تشخيص ميدهم؛ نميتوانم آن را انكار كنم. هندسه‌ى كار دشمن، يك هندسه‌ى مشخصى بود.

نمازجمعه تاریخی تهران، بیست و نهم خرداد ماه هشتاد و هشت
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

در آن لحظاتی كه امام(ره) ناراحتى قلبى پيدا كرده بودند، ايشان انتظار و آمادگى براى بروز احتمالى حادثه را داشتند، بنابراين مهمترين حرفى كه در ذهن ايشان بود، قاعدتاً مى‌بايد در آن لحظه‌ى حساس به ما مى‌گفتند. ايشان فرمودند: «قوى باشيد، احساس ضعف نكنيد، به خدا متكى باشيد، «اشدّاء على الكفّار رحماء بينهم» باشيد، و اگر با هم بوديد، هيچ‌كس نمى‌تواند به شما آسيبى برساند». به نظر من، وصيت سى‌صفحه‌ای امام(ره) مى‌تواند در همين چند جمله خلاصه شود.

سخنرانى در مراسم بيعت ائمه‌ى جمعه‌ى سراسر كشور، 12/4/1368
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

هزار و اندی سال پیش در چنین روزی ، بدنیا آمدم....

متولد خرداد پرحادثه

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

قول سديد، يعنى استوار و درست؛ اينجورى حرف بزنيم. من ميخواهم عرض بكنم به جوانان عزيزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، كه حرف ميزنند، مينويسند، اقدام ميكنند؛ كاملاً رعايت كنيد. اينجور نباشد كه مخالفت با يك كسى، ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جاده‌ى حق تعدى كنيم، تجاوز كنيم، ظلم كنيم؛ نه، ظلم نبايد كرد. به هيچ كس نبايد ظلم كرد.

این کلیپ صوتی را از اینجا بشنوید:
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

گفتم که روي خوبت از ما چرا نهان است؟ / گفتا تو خود حجابي ور نه رخم عيان است
گفتم که از که پرسم جانا نشان رويت؟ / گفتا نشان چه پرسي آن کوي بي نشان است

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

آنها اشتباه بزرگى كردند. اين اشتباه در سالهاى اخير دارد مكرراً اتفاق مى‌افتد. حمله‌ى به لبنان كردند، اشتباه كردند؛ حمله‌ى به غزه كردند، اشتباه كردند؛ حمله‌ى به اين كشتى‌ها كردند، اشتباه كردند. اين اشتباه‌ها يكى پس از ديگرى نشان‌دهنده‌ى اين است كه رژيم غاصب صهيونيستى به نهايت قطعى خود - يعنى سرنگون شدن و ساقط شدن در دره‌ى نيستى - دارد قدم به قدم نزديك ميشود. [89/3/14]
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

اصول انقلاب امور سليقه‌‌‌‌‌اى نيست كه هر كه از يك گوشه‌‌‌‌‌اى در بيايد، سنگ اصول را به سينه بزند؛ بعد كه سراغ اين اصول مي‌رويم، مى‌‌‌‌‌بينيم بيگانه‌‌‌‌‌ى از انقلاب است. اصول انقلاب، اسلام است؛ قانون اساسى است؛ رهنمودهاى امام است؛ وصيت‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌ى امام است؛ سياستهاى كلى نظام است كه در قانون اساسى معين شده است كه اين سياستهاى كلى بايست تدوين بشود؛ رهنمودهاى امام است؛ وصيت‌‌‌‌‌نامه‌‌‌‌‌ى امام است.

[بخشی از بیانات در نماز جمعه بیستم شهریورماه هشتاد و هشت]

.

.

.

کلیپ صوتی: «میزان»

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

وقتي کسي زهجر کسي پير مي شود / حتي فضاي خانه نفس گير مي شود

عاشق که روي يار نديدست، ديده اي؟ / داني ز طعنه ي همه تحقير مي شود؟

آن قلب خسته اي که به دست تو دادمش / تا لحظه ظهور تو تعمير مي شود؟


+ نوشته شده در جمعه چهاردهم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

اى عشق، ببار بر سرم رحمت خويش         اى عقل، مرا رها كن از زحمت خويش

از عقـــــــل بريدم و به او پيـــــوستم           شايد كشدم به لطف در خلوت خويش


حضرت روح الله
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

همسر عزیزم؛

تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم؛ در این مدتی که مبتلا به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم، متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آیینه‌ی قلبم منقوش است. عزیزم؛ امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوش در پناه خودش حفظ کند. (حال) من با هر شدتی باشد می‌گذرد ولی بحمدالله تاکنون هر چه پیش آمده، خوش بوده. الآن در شهر زیبای  بیروت هستم. حقیقتاَ جای شما خالی است. فقط برای تماشای شهر و دریا، خیلی منظره‌ی خوش دارد. صد حیف که  محبوب عزیزم، همراهم نیست که این منظره‌ی عالی به دل بچسبد. به هر حال امشب، شب دوم است که منتظر کشتی هستیم. از قرار معلوم و معروف یک کشتی فردا حرکت می‌کند... . خیلی سفر خوبی است. جای شما خیلی خیلی خالی است. دلم برای پسرت قدری تنگ شده... .

 
   ایام عمر و عزت مستدام

 

                                                                                                      تصدقت؛ قربانت روح ا...

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

بانو!

تو آمدی تا کوثر ،  بی شان نزول نماند.

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

زمین خدا عقیم بود؛ خشک و خالی، سوت و کور.

زمین، دلش می خواست بارور شود، سبز شود؛ اما نمی توانست.

زمین دلش سوخت، خدا به دل زمین نظر کرد؛ خدا همیشه به دل سوخته نظر می کند.

چشمه های اشک از دل زمین جوشید، خاک زمین گل شد، خدا مشتی از گل زمین را برگرفت، از خود در او دمید و زمین پیش از آنکه باخبر شود، مادر شد.

فرزند زمین، دختری از جنس عشق بود.

تولد او شعله های آتش دوزخ را از زمین دور کرد.

خدا نام او را فاطمه علیهاالسلام گذاشت و با زمین عهد بست که هر کس او را دوست بدارد، آتش او را نسوزاند.

اما فاطمه علیهاالسلام عاشق بود؛ عاشق سوختن برای خدا و هر که به راه فاطمه علیهاالسلام دل می سپرد، دلش به آتش کشیده می شد و خدا خریدار این چنین سوختنی بود.

سال ها گذشت و زمین پر شد از عاشقان دلسوخته فاطمه علیهاالسلام که خدا به آنان نظر می کرد.

اما دل شیطان سیاه بود و نمی توانست عاشق شود و به نور فاطمه علیهاالسلام حسادت می کرد.

شیطان نمی خواست زمین پر از عشق باشد، پر از نام فاطمه علیهاالسلام ، او از انتشار عشق فاطمه علیهاالسلام می ترسید.

همیشه در زمین کسانی هستند که دلشان به جای عشق، پر از طمع و کینه و حسادت است و نام فاطمه علیهاالسلام در چنین دل هایی جای ندارد.

شیطان به سراغ همان دل ها رفت؛ دل های گمراه و فریب خورده شیطان، خانه عشق فاطمه علیهاالسلام را به آتش کشاندند تا شاید بتوانند نور او را خاموش کنند.

زمین دلش سوخت و از خدا خواست تا دخترش را از دنیا پس بگیرد.

او راز فاطمه علیهاالسلام را در دل خویش پنهان کرد و جای او را بر کسی معلوم نکرد.

زمین با دنیا قهر کرد؛ اما او دیگر عقیم و خالی نبود، چون همیشه حجتی از دل فاطمه علیهاالسلام بر زمین بود که آتش تنهایی را از او دور می کرد.

زمین به خدا گفت: اگر روزی از حجت عشق فاطمه علیهاالسلام خالی شود، اهلش را در خود فرو خواهد برد.

خدا به زمین وعده داد که روزی خواهد آمد که بر زمین خدا جز عاشقان فاطمه علیهاالسلام پای نگذارند و نام فاطمه در همه جای دنیا جاری شود.

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

فلسطین، دیگر نه فقط مسأله‌ای عربی و اسلامی، بلکه مهمترین مسأله‌ی حقوق بشری جهان معاصر است... نباید به كمتر از برداشتن كامل محاصره‌ی غزه، توقف كامل دست‌اندازی به خانه‌ها و محاكمه‌ی جنایتكارانی چون نتانیاهو و ایهود باراك، قانع شوند...كار نمادین و درخشان اعزام كاروان دریائی به غزه، باید در دهها شكل و شیوه‌ی دیگر بارها و بارها تكرار شود... برادران و خواهران فلسطینی! به پیروزی نهائی یقین داشته باشید.

+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

+ نوشته شده در یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

ای که مرا خوانده ای ، راه نشانم بده...

+ نوشته شده در یکشنبه نهم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

زمر - 22

آيا كسى كه خدا سينه‏اش را براى اسلام گشاده است و بر فراز مركبى از نور الهى قرار گرفته (همچون كوردلان گمراه است؟!) واى بر آنان كه قلبهايى سخت در برابر ذكر خدا دارند! آنها در گمراهى آشكارى هستند!

.

پینوشت:

خدایا خودت گفتی انجام بده .... بسیار خوب است...این هم سندش ، از ما رد / خودت درستش کن ...خدایا روز اول گفتم هیچ کاره ام ،مسئولیت همه چی گردن خودت/ دوستت دارم خــــــــــــــــدااااااااااااااااااا

+ نوشته شده در جمعه هفتم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

مجنون حريف غصه ي ليلا نمي شود/ زخم فراق، بي تو مداوا نمي شود

قدري بيا و حال خراب مرا ببين/ حالي بپرس، کم ز تو آقا نمي شود

دلخوش به هيئتم که شنيدم حضور تو /جز در هواي روضه ي سقا نمي شود...

+ نوشته شده در جمعه هفتم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

جلو آمد و گفت: از قول من به امام بگوييد بچه‌ام اسير دست دشمن بود و اخيراً مطلع شدم كه او را شهيد كرده‌اند. به امام بگوييد فداى سرتان، شما زنده باشيد؛ من حاضرم بچه‌هاى ديگرم نيز در راه شما شهيد شوند.

.

.

.

.

خدمت امام رسيدم و آنچه را كه آن خانم گفته بود، براى ايشان نقل كردم. بلافاصله ديدم آن‌چنان چهره‌ى امام درهم رفت و آن‌چنان اشك از چشم ايشان فرو ريخت، كه قلب من را سخت فشرد.

سخنرانى در مراسم بيعت فرماندهان و اعضاى كميته‌هاى انقلاب اسلامى 18/3/68
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |


نگاه ‌کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود

چگونه سایه سیاه سر کشم اسیر دست آفتاب می شود

کنون که آمدیم  تا به ا وج‌ها / مرا بشوی باشراب موج‌ها / مرا دگر رها مکن

مرا از این ستاره جدا مکن....

.

.

.پی نوشت/

کلیپ با ستاره ها

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |

خداوند از ازل تنها بود و چیزى با او نبود

+ نوشته شده در یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |