تبليغاتX
روزنوشت
گمشده این نسل اعتماد است نه اعتقاد ،

اما افسوس که نه بر اعتمادشان اعتقادیست و نه بر اعتقادشان اعتماد....


دکتر علی شریعتی

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت توسط مجتبی اسدی |

دهه اول این محرم چون چشم بهم زدنی برایم گذشت ، هنوز باور ندارم شهادت را..

هنوز گیجم ، منگم ، همچو دیوانگان لحظه ای می خندم و لحظه ای دگر زار زار می گریم ، گریستنی که به پهنای صورتم باران می بارد ، ده روز گذشت و حسین ، حسین ، حسین....

ما مست و شوریده ایم و تشنه آن شراب طهور...

پینوشت:

- بعد مدت ها نوشتم و آن هم بسختی و فقط به عشق تو....
- شب شام غریبان در محضر آیت الله رجبی بودیم ، بعد از صحبت های ایشان که بسیار به دل نشت خواستم برایم دعا کند ، ایشان بعد مکثی کوتاه سرش را پایین انداخت و این دعا را کرد:

" انشاءالله خداوند فعالیت های شما را بگونه ای قرار دهد که با هر حرکتی ،لبخندی بر لبان امام زمان سلام الله علیه بنشیند. / آمین

- هنوز از دعای ایشان سرخوشم.

- سرخوشی های ما هم داستانی دارد که شاید نوشتم از آن...

- یاحق

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت توسط مجتبی اسدی |

زمانه‌ی عجیبی است.
برخی امام گذشته را عاشقند، نه امام حاضر را!
می‌دانی چرا؟
امام گذشته را هرگونه که بخواهند تفسیر می‌کنند،
اما امام حاضر را باید فرمان ببرند!
و کوفیان، عاشورا را این‌گونه رقم زدند!

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آذر 1390ساعت توسط مجتبی اسدی |

ای دل ! تو چه می کنی ؟ می مانی یا می روی ؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا کند !..."

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1390ساعت توسط مجتبی اسدی |

انگشتان ات را به من قرض بده …

برای شمردن زخم های تن ات کم آورده ام. البته یادم نبود که نه انگشتی برایت مانده نه انگشتری …

+ نوشته شده در شنبه پنجم آذر 1390ساعت توسط مجتبی اسدی |