بهاران، از کجاست که روح روییدن و سبز شدن ناگاه در تن خاک مرده پدید می آید؟ و از کجاست که روح شکفتن ناگاه از تنِ چوب خشک چندین برگ های سبز و شکوفه های سفید و آبی و زرد و سرخ برمی آورد؟
بهاران رازدار رستاخیز پس از مرگ است و قبرستان ها مزارعی هستند که در آنها بذر مردگان افشانده اند و جسم تا نمیرد، کجا رستاخیز پذیرد؟...
با بهاران روزی نو می رسد و ما همچنان چشم به راه روزگاری نو. اکنون که جهان و جهانیان مرده اند، آیا وقت آن نرسیده است که مسیحای موعود سر رسد؟ و یحی الارضَ بعد مَوتِها... .
سیدمرتضی آوینی
- کجا؟! مگر چیزی هم مانده است که برود... ٬ اصلا مگر از ابتدا چیزی هم بود!
- پس این جسم که این طرف و آنطرف میکشدم و باری بر بردوشمان شده چیست؟!
- وقتی دلی نمانده است و بیدلی٬ تنت به چکار می آید!
- روزها دارم برای این ملت مسافرم مسافرم می زنم ٬ این ها یعنی تنی هست که هنوز هم کور سوی امیدی به آن هست!
- تنت به کاری نمی آيد...دلت باید مسافر باشد!
- همین روزها دارم میروم... جنوب ٬ دعوت شده ام
- تنت را دلت به این سو آنسو میکشد...
- ...
پینوشت:
خیلی وقت ها میشود با خودت کل کل میکنی ٬ آخرش هم دلت راه خودش را میرود و عقلت جای دگر... میدانی خیلی وقت ها فکر میکنی چیزی شده ای و بعد میفهمی هیچی! دارم میروم جنوب! شلمچه/فکه/اروند کنار/طلاییه/هویزه و... نمیدانم کجا میرویم و کجا نه/ میدانی بارها این مناطق را رفته ام / اما این بار فرق میکند! میدانی چه فرقی؟! هیچی .... مگر به رفتن جسم است! بشین درخانه ات و دلت را بفرست!
- کدام دل؟! برایم دعا کنید
اگر رفتیم و برنگشتیم یا برگشتیم عیدتون مبارک...
خدا کند آدم برگردیم اگر برگشتیم! اگر هم که نه برنگردیم!
دعایش را کردیم خودت مستجابش کن! یا کریم...
یاحق
آنوقت گله مندی که روزنوشتمان به روز نیست! ما می نویسم روزنوشت! شما ماهی یک بار بخوانش ، آدمی را که حساب لحظه هایش از دست بدر رفته را بیش از این توقعی نیست!
به بزرگواری خودتان ببخشید./یاحق
بعد مدت ها امروز خیلی شاد بود٬ هرجند که دیشب نخوابیدم و تنها یکی دو ساعت در حالت خواب و بیداری بودم! یعنی گوشهایم می شنید اما چشمانم بسته بود ٬ فقط صدای همهمه هایی می آمد و من گیج ...
البته امروز عصر بعد مدت ها فشار کاری حدود دوساعتی بیهوش شدم! بگذریم...
انتخابات/
۱- میدانی در این مملکت هیچکس بهتر از امامان این مردم را نمی شناسد ٬ حضور مردم با همه فشار ها و تحریم و گرانی و ... باور نکردنی بود! اما امام امت خوب این مردم را می شناسند.
۲- همیشه اگر عمل به تکلیف باشد پیروزی حاصل می شود که بحمدالله این برای ما اتفاق افتاد اما آقایانی که برایشان نتیجه مهم بود و با تکیه بر نظرسنجی های کشکی به تکلیف خود عمل نکردند خسرالدنیا و الاخره خواهند شد. انشاالله
۳- پایداری موجی است که آغاز شده و این شروع یک گفتمان جدید است ٬ گفتمانی در مسیر امام و انقلاب و این حرکت مبارک مطالبه گر با ایجاد شبکه ای گسترده منشا خیر و برکات زیادی بخصوص در حوزه های فرهنگی خواهد شد.
۴- همدلی و تلاش عده ای طلبه و دانشجو و فعال فرهنگی مذهبی برای حمایت از حجت الاسلام جلالی و کسب رای بالای ۹۵ هزار نشان از یک پتانسیل عظیم دارد که در شرایط خاص فعال می شود و انشالله باقی خواهد ماند.
۵- در فرصتی مناسب همه اتفاقات و حرکت ها و پیوندهای این انتخابات(مجلس نهم) در کرمان تحلیل و بررسی خواهد شد .
.
.
پینوشت:
پ.ن را در سر نوشتیم../ دعا بفرمایید.
یاحق
پشت ام به کوهی چون “تو” محکم است که چون “باد” رهایم...
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به یادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
اینبار فقط می نویسم تا آرام شوم.../دارم رسما دیوانه میشوم/ میفهمی ؟! رسما!!!
از هزار جا به آدم فشار میاورند! وارد منطقه ممنوع شدن همین است! باید تاوان دهی ، زخمی شوی ، دم برنیاوری! و داد نزنی! ... تا دیروز به تو لبخند میزدند و امروز رسما از تو شکایت می کنند!تهمت میزنند... بدنامت می کنند ..../ باید ایستاد ، پایداری کرد... نگرانشان میشوی فحشت میدهند ، اعتبارت را ؛آبرویت را و همه و همه چیز را برای آرمانت گذاشته ای! باید ایستاد...... پایداری کرد....
واقعا یبلغون رسالات سخت است ؛ پیامبران چه رنجی میکشیده اند ؛ فکر میکنم از جهاد نظامی نیز سخت است!...
باید ایستاد ؛ پایداری کرد....پایداری همیشه جواب میدهد!...
دلم آرامش میخواهد... لحظاتی خواب ، پرواز...
میدانم اینها مقدمات سفر است.../ میدانم مسافرم....
میدانم
پینوشت:
- مطلب رمزدار بود اما بر داشتمش/به دوستانی برخورده بود/نه اینکه مطلب خاصی داشت،اما گاهی باید نگویی دردهایت را...
- بازی عوض شده عصار شرحی بر این ماجراست/متن در ادامه مطلب
- برایم دعا کنید./خیلی ...
العشق نارالله الموقده يحترق بها اشواق الافئده...
عشق آن آتش شوق الهي ست كه ماسوي الله را مي سوزاند ونابود مي گرداند./
.
میدانم ، اما مگر جز این است که مصطفا شوقش الهی بود و آیا کسی جز حضرت دوست در دلش عشقی زمینی را جای داد؟!
و آيا سوختن در این راه سوای باتو بودن است؟
نمیدانم! سالهاست که نمیدانم و در حیرت بین عقل و عشق مانده ام....
به این سادگی ها هم نیست دل کندن و دل بریدن! عین سوختن است ، آب میشوی ؛ نیست می شوی ، تمام میشوی...
عقل وادي بقا است و عشق وادي ذوب شدن و مستحيل و فنا شدن در آتش شوق الهي!
الهی! اگر جز سوختگان را به ضيافت عنداللهي نميخواني، ما را بسوز آنچنان که هيچکس را آنگونه نسوخته باشي