تبليغاتX
روزنوشت - دیوار خبرنگارهای شهر من از همه دیوارها کوتاه تر است...
امروز روز خبرنگاره...مظلوم ترین آدم هایی که تا بحال دیدم ، واقعا معنی دیواری کوتاهتر رو فهمیدم وقتی که دیوار خبرنگارها رو دیدم ، دیوار خبرنگارهای شهر من از همه دیوارها کوتاهتره... از همه عالم و آدم میخورن ...خیلی نامردیه ، خبرنگارهایی در آتش...آدم هایی که بنظر من با استعداد ترین و هوشیارترین آدم های جامعه هستن ... آدمهایی دوست داشتنی و پرتلاش...

امروز به چند تا از دوستای خبرنگارم سر زدم ، همگی تنها و ... میگفت روز خبرنگار!!! ، کدوم روز! وقتی که فقط و فقط تو طول سال بخشنامه و اُرد و دستور صادر میشه و برای برگزاری و پاسداشت این روز هیشکار نمیکنند ! ، برای برگزاری اش دست به دامن هزار اداره و شرکت و کارخونه میشن و  تحقیر و تحقیر و تحقیر...

دل همه شون خون بود از این شهر سیاست زده ای که تا نقدی میکنی برچسب هزار تا گروه و دسته و فرقه بهت می زنند و تهدید و تحقیرت می کنند...

سخن ها میتوانم گفت
نقش ها میتوانم زد
غم نان اگر بگذارد....

+ نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت توسط مجتبی اسدی |