اكنون بنگر حیرت عقل و جرأت عشق را ! بگذار عاقلان ما را به ماندن بخوانند ... راحلان طریق عشق می دانند كه ماندن نیز در رفتن است . جاودانه ماندن در جوار رفیق اعلی ، و این اوست كه ما را كشكشانه به خویش می خواند .
وسط صحبتهاي رهبر مردم تكبير گفتند. رهبر صبر كرد تا تكبير تمام شود. بعد از تكبير
شعار دادند، باز هم رهبر صبر كردند. مردم شعار را طول دادند. لحن رهبر عوض شد و
دلسوزانه گفت: ما تا كي بايد شما را زير باران نگه داريم!
مردم كه انگار بهشان
برخورده بود همآهنگ شدند كه: باران رحمت آمد/ رهبر ما خوش آمد.
+
نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت توسط مجتبی اسدی
|