این روزها با حضور در جلسات گوناگون و بعد از آن بررسی اخبار منتشر شده از این جلسات در سایت های خبری و روزنامه ها به جفایی که رسانه ها در حق جریان اطلاع رسانی آزاد و ماهیت حرفه خبرنگاری و خودشان می کنند بیشتر پی می برم.
آن روزها به شاعرانی می خندیدم که برای خوش آمدن سلطان فلان ،شعری میگفتند و قربان زلف سیاه و موی سبیلش می رفتند ،در دل به آنان و شاهشان میخدنیدم و نکوهششان می کردم که طبع شعرشان را هزینه خوش آمدن شاه می کردند!
بیگمان نقد عادلانه و منصفانه خدمتی بس گرانبها تر از چاپلوسی و تملق دیگران است حتی در حق خود آن شخص ، متملق گو با ایجاد فضایی پوچ و خیالی برای مخاطب خود آن را به قعر دره های عجب و خودپسندی هدایت می کند.
.
.
.
"ما معتقديم كه مطبوعات براي نظام جمهوري اسلامي، يك مقوله تجمّلاتي و تشريفاتي نيست...
مطبوعات نقششان روشن شد. مطبوعات يعني مطبوعات سالم؛ نه لزوماً مطبوعاتي كه طرفدار دولت باشند ... مطبوعاتي كه طريق سلامت بپيمايند و بنا بر عناد و بدجنسي نداشته باشند. اين گونه مطبوعات، در هر رشتهاي قلم بزنند - سياسي باشند، فرهنگي باشند، اقتصادي باشند، درباره مسائل خارجي حرف بزنند، در خصوص مسائل داخلي حرف بزنند - و هر كاري كه بكنند، به نفع نظام حركت كردهاند. چرا؟ چون بر مايه آگاهي مردم ميافزايند. موضع مطبوعات در جمهوري اسلامي، اين است.
دولت بايد موضوع مطبوعات را خيلي جدّي بگيرد.
دولت، ناگزير بايد در مسائل مطبوعات سهم داشته باشد. حالا يك وقت سهم
مادّي است؛ مثل سهميهها و يارانههايي كه در بخشهاي مختلف ميدادند و
كمكهايي كه ميكردند. يك وقت هم سهم حمايتهاي معنوي است، كه آن حمايتهاي
معنوي، مهمتر از حمايتهاي مادّي و كمكهاي گوناگون است-1"
(1-بيانات مقام معظم رهبري در ديدار مديران و مسؤولان مطبوعات كشور1375/2/13)