تبليغاتX
روزنوشت - نيامدي ....
نيامدي ....
نيامدي ....
واژه ها خسته ودل گير اند
ديگر براي شعر نيامدنت مصرعي نمانده است
اشك ، دل ، انتظار ، جمعه ، غروب ، وصل ، سفر
همه از تكرار واژه هاي شعر انتظار خسته اند
و تو قرن هاست كه به انتظار نشسته اي
ومن انتظار سالها را صبوري نكرده ام
اي كاش پايان انتظار فرا مي رسيد
ومن همه شعر هاي «نيامدي » را از دفترم پاره مي كردم


+ نوشته شده در جمعه چهارم تیر 1389ساعت توسط مجتبی اسدی |