يكدفعه ميكروفن شروع كرد به سوت كشيدن. آقا برگشتن گفتن: اين صدا را درست
كنيد يا اصلا خاموش كنيد. منبریها اين جور مواقع كمی عقب و جلو میشن تا
بلكه صدا درست بشه! من روبروی آقا، كنار در شبستان وايساده بودم، آقا كمی
به عقب و سمت چپ رفتند كه يكدفعه يه صدای عجيبی توی شبستان پيچيد. اول فكر
كردم، تير اندازی شده. سريع اسلحهام رو درآوردم تا برگشتم ديدم...
نماهنگ: «داستان ترور»
+
نوشته شده در یکشنبه ششم تیر 1389ساعت توسط مجتبی اسدی
|