بخوان !
محمد، در هراسى وهم آلود به اطراف نگریست .صدا دوباره گفت :
بخوان !
من خواندن نمى دانم .
صدا پاسخ داد:
بخوان به نام پروردگارت كه بیافرید، آدمى را از لخته خونى آفرید. بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است ، همو كه با قلم آموخت ، و به آدمى آنچه را كه نمى دانست بیاموخت ...